داراييهاي نامشهود3
مخارج نرم افزار كامپيوتري
مخارج متحمله بابت خريد يا ايجاد نرم افزار كامپيوتري كه فروخته خواهد شد اجاره داده خواهد شد يا به هر شكل ديگر به بازار ارائه خواهد گرديد بايد نظير مخارج تحقيق و توسعه تا زماني كه امكانپذيري فن آورانه محصول يا فرآيند ايجاد نشده ، هزينه شود.
امكان فن آوري زماني ايجاد مي شود كه شركت تمام فعاليتهاي برنامه ريزي ، طراحي ، كدگزاري و آزمايش لازم براي تعيين اينكه محصول امكان توليد را دارد، انجام دهد.
براي ايجاد امكانبپذيري فن آورانه ، يك طرح مفصل برنامه اي بايد اجرا شود در غياب چنين طرحي ، يك مدل كاري (نمونه عملي) محصول بايد تكميل و از طريق آزمايش تأييد شود.
مخارج ايجاد نرم افزار كامپيوتري بايد تا زمانيكه امكانپذيري فن آورانه ايجاد نشده ، هزينه شود.
به محض آنكه امكانپذيري فن آوراه ايجاد شد، مخارج انجام شده براي توليد نمونه هاي اصلي محصول بايد به عنوان بهاي تمام شده نرم افزار كامپيوتري سرمايه اي شود.
به محض آنكه محصول نرم افزاري براي توزيع به مشتريان آماده شد سرمايه اي كردن اين مخارج متوقف مي شود.
مخارج سرمايه اي شده بايد بر يك مبناي محصول به محصول (به طور جداگانه) منقضي گردد.
مخارج تكثير نرم افزاري و بسته بندي فيزيكي محصول براي توزيع همانند ساير محصولات در قالب موجودي كالا سرمايه اي مي شوند.
اين مخارج بايد در زماني كه درآمد فروش شناسائي مي شود به عنوان بهاي تمام شده فروش ثبت شوند.
مخارج نگهداري و مخارج پيشتيباني مشتري بايد هنگامي كه درآمدهاي مربوطه شناسائي مي شود، يا زمانيكه زودتر از شناسائي آن به وقوع پيوسته ،هزينه شود.
دارائيهاي نامشهودي كه جزو گروهي از دارائيها يا بخشي از يك واحد تجاري خريداري شده به دست مي ايند هم بايد در تاريخ تحصيل به بهاي تمام شده ثبت شوند.
بهاي تمام شده دارائيهاي نامشهودي كه بطورمشخص قابل شناسائي اند و آنهايي كه مشخصاً قابل شناسائي نيستند به يك طريق اندازه گيري نمي شود.
بهاي تمام شده دارائهياي نامشهود قابل شناسائي بخش تخصيص يافته اي از كل بهاي تمام شده گروه دارائيها يا واحد تجاري تحصيل شده است و به طور معمول بر مبناي ارزش متعارف يك يك دارئيها تعيين مي شود.
بهاي تمام شده دارئيهاي نامشهود غير قابل شناسائي عبارت است :
" از بهاي تمام شده گروه دارائيها يا واحد تجاري تحصيل شده منهاي مجموع بهاي تمام شده يك يك دارائيهاي مشهود و نامشهود قابل شناسائي تحصيل شده پس از كسر بدهيهاي تقبل شده."
بايد به همه دارائيهاي قابل شناسائي، بهاي تمام شده اي تخصيص داده شود.
بهاي تمام شده دارائهاي قابل شناسائي نبايد جزو سرقفلي آورده شود.
نگاهي به استاندارد شماره 17 حسابداري
تعريفي كه در اين استاندارد در رابطه با اين دسته از دارائيها قيد شده است عبارتست از دارائي نامشهود به يك دارائي غير پولي و فاقد ماهيت عنين اطلاق مي شود كه :
الف – به منظور استفاده در توليد يا عرضه كالاها يا خدمات ، اجاره به ديگران يا براي مقاصد اداري توسط واحد تجاري نگهداري مي شود.
ب - با قصد استفاده طي بيش از يك دوره مالي توسط واحد تجاري تحصيل شده باشد.
ت - قابل تشخيص باشد.
مديران بايد نگرش خود به دارائي نامشهود را از نگاه "هزينه اي" به "سرمايه اي" تغيير دهند. اين تغيير نگرش نسبت به هزينه هاي شركت در زمينه آموزش ، تقويت نام تجاري، تكنولوژي اطلاعات و مواردي اين چنين ، به مديران و سرمايه گذاران امكان مي دهد تغييرات اين سرمايه گذاري ها را در طول زمان، و با سرمايه گذاري هاي صورت گرفته در شركت هاي مشابه مقايسه كنند.
تعريف دارائي هاي نامشهود به عنوان "دارائي هايي كه باعث سود آتي مي شوند" مي تواند نگرش مديران و سرمايه گذاران به شركت ها و در نتيجه سرمايه گذاري هاي كلان آن ها را از اساس تغيير دهد.
به طور مثال ، از آن جا كه مخارج ايجاد نام تجاري به عنوان يك هزينه تلقي مي شود، در نتيجه بر اساس اصول پذيرفته شده حسابداري بلافاصله هزينه تلقي مي شود و لذا مديران به ندرت سؤالاتي را كه در صورت سرمايه تلقي كردن آن پيش رو دارند از خود مي پرسند.
به طور مثال آن ها به ندرت بر اثر بخشي آن نظارت مي كنند يا درباره الگوي مناسب استهلاك آ ن از نظر حسابداري سؤال مي كنند.
آيا هزينه هاي ايجاد نام تجاري بايد هر ساله صورت گيرد؟
يا آيا تبليغات در سه سال گذشته به اندازه كافي اثر بخش بوده اند.
ثمره اصلي داشتن ذهنيت "دارائي" آن است كه مديران را ترغيب مي كند ساختار سرمايه گذاري در دارائي هاي نامشهود را به نحوي طراحي مي كنند كه بيشترين بهره وري و طول عمر را داشته باشد.
دارائي تلقي كردن نامشهودات شركت به ما كمك مي كند اطمينان حاصل كنيم :
اين دارائي ها تحت حمايت حقوق مالكيت معنوي (مانند حق ثبت و علامت تجاري ) هستند.
در حال حاضر و بر اساس اصول پذيرفته شده حسابداري ، شركتها ملزم هستند تنها آن دارائي هاي نامشهود قابل تشخيص را كه از خارج شركت تحصيل شده اند به عنوان دارائي گزارش كنندونه آن دارائي هاي نامشهودي را كه در درون شركت ايجاد شده اند.
ويژگيهاي منحصر به فرد دارائي هاي نامشهود عبارتند از :
- درآمدهاي بالقوه زيادي كه دارائي هاي نامشهود مي توانند ايجاد كنند كه نوعاً پس از دوره هاي طولاني سرمايه گذاري و توسعه محقق مي شود.
- عدم اطميناني كه در نتيجه سرمايه گذاري در دارائي هاي نامشهود وجود دارد.
- خطر تخلف رقبا، به دليل قدرت محدود قوانين
مخارج انتقالي به دوره هاي آتي
اصطلاح "مخارج انتقالي به دوره هاي آتي" اغلب براي توصيف پيش پرداختهاي بلند مدتي كه مشمول استهلاك و تخصيص قرار مي گيرند بكار برده مي شود.
اين اصطلاح در مورد مخارجي بكار گرفته مي شود كه در دوره هاي قبل انجام شده است اما به دليل نقشي كه در توليد درآمدهاي آتي دارند به عنوان پيش پرداخت بلند مدت هزينه محسوب و در ترازنامه به عنوان دارائي گزاش مي شوند.
به هر حال ، مخارج انتقالي به دوره هاي آتي را مي توان مانده هاي بدهكار ناشي از مخارجي دانست كه در نتيجه بكارگيري اصل تطابق هزينه ها با درآمدها ايجاد و به دليل داشتن منافع آتي منافع آتي به عنوان دارائي تلقي و از مجراي ترازنامه به دوره هاي بعد منتقل مي شوند تا به عنوان هزينه با درآمدهاي دوره هاي آتي مقابله شوند.
مخارج انتقالي به دوره هاي آتي دارائي غير جاري محسوب مي شوند زيرا اثر آنها به چند دوره آتي سرايت مي كند.
انتقال هر گونه مخارجي به دوره هاي آتي را تنها هنگامي مي توان توجيه كرد كه يك دارائي با منافع آتي از آن حاصل شود.
اگر منافع بالقوه آتي هر گونه مخارجي مبهم باشد، آن مخارج قابل انتقال به دوره هاي آتي نخواهد بود و بايد به عنوان هزينه جاري دوره شناسائي شود.
برخي از حسابداران معتقدند كه مخارج انتقالي به دوره هاي آتي را بايد در گروه "دارائيهاي نامشهود" طبقه بندي كرد.
و برخي ديگر، محل طبقه بندي اين گونه مخارج را گروه ساير دارائيها مي دانند.
برخي نيز ويژگيهاي خاصي براي مخارج انتقالي به دوره هاي آتي قايل مي شوند و با طبقه بندي آن در گروه "دارائيهاي نامشود" يا "ساير دارائيها" توافق ندارند.
اين عده معتقدند كه مخارج انتقالي به دوره هاي آتي به دليل اينكه فاقد موجوديت عيني مي باشند و ارزش آنها را نمي توان غالباً از طريق فروش بازيافت كرد، بايد در گروه جداگانه اي غير از دارائيهاي نامشهود و ساير دارائيها طبقه بندي و در ترازنامه گزارش شوند بنابراين بر اساس اين نظريه يكي ديگر از طبقات و گروههاي دارائي غير جاري در ترازنامه مي تواند گروه مخارج انتقالي به دوره هاي آتي باشد. نمونه هاي بارز اقلامي كه تحت سرفصل مخارج انتقالي به دوره هاي آتي گزارش مي شوند عبارتند از :
"مخارج قبل از مرحله بهره برداري ، پيش پرداخت بلند مدت هزينه هاي بيمه و هزينههاي تأسيس."
هزينه هاي دوره (جاري)
هزينه هائي هستند كه در هر دوره اي كه انجام مي شوند در همان دوره به حساب سود و زياد منظور مي گردد، مانند هزينه هاي اداره و توزيع و فروش و هزينه هاي تحقيق و توسعه هزينه هاي دوره جزو قيمت تمام شده محصول منظور نمي گردند.
داراييهاي نامشهود را غالباً با تكيه بر ماهيت غير عيني و غير پولي آن تعريف مي كنند. بدين ترتيب اقلامي از قبيل حسابهاي دريافتي در زمره اين دارييها قرار نمي گيرد.
يك قلم دارايي نامشهود تنها زماني بايد شناسايي شود كه :
الف - جريان منافع اقتصادي آتي دارايي به دورن واحد تجاري محتمل باشد
و
ب - بهاي تمام شده ي دارايي به گونه اي اتكا پذير قابل اندازه گيري باشد.
داراييهاي نامشهود عموماً كاربرد جايگزين ندارد و نمي توان آنها با به اجزاي كوچكتر براي فروش تقسيم كرد. افزون بر اين ، اثبات چگونگي انتظار دستيابي به خالص جريان ورودي منافع اقتصادي به درون واحد تجاري از محل داريي نامشهود نيز مشكل است.
در برخي موارد شواهد عيني مرتبط با منافع اقتصادي آتي منتسب به يك دارايي نامشهود را مي توان از طريق بررسي بازار كسب كرد.
اگر دارايي نامشهود جداگانه تحصيل شود، ما به ازاي آن معمولاً مشخص است و در نتيجه بهاي تمام شده را مي توان به گونه اي اتكاپذير اندازه گيري كرد.
بهاي تمام شده يك قلم دارايي نامشهود متشكل از بهاي خريد (شامل عوارض و ماليات غير قابل استرداد خريد) و هر گونه مخارج مرتبط مستقيمي است كه براي آماده سازي دارايئي جهت استفاده مورد نظر تحمل مي شود.
براي محاسبه بهاي خريد، تخفيفات تجاري كسر مي شود.
مخارج مستقيم به عنوان مثال شامل حق الزحمه هاي خدمات حقوقي است در صورت خريد دارائي با شرايط اعتباري بهاي تمام شده معادل بهاي نقدي است.
در برخي موارد بهاي تمام شده دارائي نامشهود ايجاد شده در واحد تجاري را مي توان به گونه اي اتكا پذير اندازه گيري كرد.
براي مثال اغلب حقوق و دستمزد و ساير مخارج تحمل شده براي تحصيل حق تأليف يا نرم افزارهاي رايانه اي را مي توان به كمك سيستم بهاي تمام شده به گونه اي اتكا پذير اندازه گيري كرد.
در برخي موارد نيز به علت ناممكن بودن تفكيك مخارج فعاليتهاي روزمره انجام اين امر امكانپذير نيست.
در چنين شرايطي اساساً دارائي نامشهود ايجاد شده فاقد معيارهاي لازم براي شناخت به عنوان دارائي است.
مخارج تحمل شده براي اقلام پولي نامشهود بايد در زمان وقوع به عنوان هزينه شناسائي شود مگر آنكه:
آن قلم در يك تركيب تجاري از نوع تحصيل كسب شده باشد و نتوان آن را به عنوان دارائي نامشهود شناسائي كرد.
در اين موارد مخارج مزبور بايد بخشي از مبلغ قابل انتساب به سرقفلي يا سرقفلي منفي در تاريخ تحصيل را تشكيل دهد.
مخارج قبل از تأسيس يك واحد يا فعاليت جديد و مخارج راه اندازي ماشين آلات طي دوره اي قبل از توليد يا فعاليت در حد ظرفيت عملي مگر در مواردي كه اين مخارج طبق استاندارد حسابداري شماره 11 به حساب دارائي ثابت مشهود منظور مي شود.
- مخارج تأسيس از قبيل مخارج حقوقي براي تهيه اساسنامه و شركت نامه حق مشاوره و مخارج ثبت.
- مخارج فعاليتهاي آموزشي.
-مخارج تبليغات.
- مخارج تغيير مكان يا سازماندهي مجدد تمام يا بخشي از يك واحد تجاري مخارجي كه پس از تحصيل يا تكميل براي يك دارائي نامشهود تحمل مي شود بايد در زمان وقوع به عنوان هزينه شناسائي شود مگر اينكه:
الف - كسب منافع اقتصادي آتي منتسب به اين مخارج.
ب - مخارج مزبور را بتوان به گونه اي اتكاپذير اندازه گيري كرد و به دارائي مربوط تخصيص داد.
در صورت تحقق اين شرايط مخارج بعدي بايد به بهاي تمام شده دارائي نامشهود اضافه شود.
مخارجي كه پس از تحصيل يا تكميل دارائي نامشهود معمولاً با هدف نگهداري آن در حد استاندارد عملكرد ارزيابي شده اوليه انجام ميشود به عنوان هزينه دوره شناسائي مي شود مضافاً ماهيت دارائي نامشهود آن چنان است كه در برخي موارد منتسب كردن ايجاد منافع اقتصادي خاص به مخارج بعدي مشكل است، ضمن اينكه تخصيص مستقيم اين مخارج به دارائي نيز مشكل است.
از اين رو مخارج پس از تحصيل يا تكميل يك دارائي نامشهود تنها در موارد نادري در بهاي تمام شده دارائي اضافه مي شود.
مطابق با استانداردهاي بين المللي (استاندارد شماره 9- بين المللي) مخارجي كه براي حفظ سطح توليد يا افزايش فروش توليدات موجود به عمل مي آيد جزو مخارج تحقيق و توسعه نيست.
بنابراين ، مخارج تغييرات جزيي مستمر يا ادواري كه در فرآورده ها، خطوط توليد، فرآيندهاي ساخت و ساير عمليات روزمره به عمل مي آيد و همچنين مخارج تبليغات مستمر و مقطعي كه صورت مي گيرد مخارج تحقيق و توسعه نمي باشد.
اما فعاليتهاي بازاريابي كه پيش از آغاز توليد تجاري صورت مي گيرد و هدف آن تعيين سودمندي فرآورد با وجود يك بازار بالقوه فروش آن مي باشد مشابه فعاليتهاي تحقيق و توسعه است.
با اين گونه مخارج ، گاه همانند مخارج توسعه برخورد مي شود و بر مبناي همان معيارها به هزينه دوره منظور يا به دوره هاي آتي منتقل مي گردد.
و در رابطه با حسابداري اين گونه مخارج در همين استاندارد اشاره به اين موضوع دارد كه چگونگي تخصيص مخارج فعاليتهاي تحقيق و توسعه بين دوره هاي مختلف مالي را رابطه اين مخارج با منافع آتي مورد انتظار از آنها تعيين مي كند.
در بيشتر موارد، بين مبالغ جاري مخارج تحقيق و توسعه و منافع آتي آنها رابطه مستقيمي وجود ندارد، زيرا ، مبالغ اين منافع و زمان تحقق آنها معمولاً نامشخص و بسيار نامطمئن است.
بنابراين ، مخارج تحقيق و توسعه غالباً در دوره وقوع به حساب هزينه منظور مي شود.
مخارج توسعه انتقالي به دوره هاي آتي به روشي منظم مستهلك مي شود. براي استهلاك مي توان ميزان فروش يا استفاده از فرآورده يا فرآيند ساخت يا مدت زمان معقولي را مبنا قرار داد.
درباره وبلاگ